پادکست انسانک اپیزود سوم

پادکست انسانک اپیزود سوم

پادکست انسانک اپیزود سوم خواستن توانستن نیست

پادکست انسانک اپیزود سوم _ خواستن توانستن نیست

 انسانک جستاری صوتی است که در آن تجربه های زیسته را با عمقی کمی بیش از معمول روایت می کنم

در این اپیزود از فریبی به نام «سال نحس» گفته ام. پس از چند دقیقه خودگویی و وصف حال رسیدیم به این سوال که آیا واقعا خواستن توانستن است؟ آیا این گزاره را می‌توان سختی عمیق و حکیمانه دانست؟ چند دقیقه ای در پاسخ به این سوال سپری شده است. پس این اپیزود را همکنون بشنوید:

اما موسیقی های متنوع این اپیزود را مدیون هنرمندی علی عظیمی و حسام الدین سراج هستیم! این دو هنرمند آنقدر در سبک متفاوت هستند که متوجه خواهید شد، کدام قطعه متعلق به کدام عزیز است 

و البته موسیقی ابتدایی همانند دو اپیزود قبلی به هنرمندی گروه دال بند است که در ذیل اپیزود اول معرفی کردم. موسیقی علی عظیمی از آلبوم عشق و شیاطین دیگر انتخاب شده است و هنرمندی سراج را نیز می‌توانید در اینجا بشنوید.

انسانک
خواستن توانستن نیست​
0.5 0.75 عادی 1.25 1.5 1.75 2
20:19 00:00

نویسنده و گوینده : حسام الدین ایپکچی

                مدت : 20.19 دقیقه

           حجم دانلود: 16.6 مگابایت

نویسنده و گوینده : حسام الدین ایپکچی                               مدت : 20.19 دقیقه                              حجم دانلود: 16.6 مگابایت

در پادکست انسانک اپیزود سوم می شنویم :

امروز آخرین روزِ یک ماه قرنطینۀ من است. یعنی از فردا وارد ماه دوم می‌شوم. از سوم اسفند تا الآن ( دوم فروردین ‌ماه ) در خانه هستم . آن هم منی که فوق العاده آدم پر مشغله‌ای هستم و شاید در هر روز بیش از شش الی هفت ساعت جلسه داشتم. یادم می‌آید که چه صبح‌هایی سرکار می‌رفتم، غر میزدم و می‌دیدم برنامه‌ام را بیخ تا بیخ چیده‌اند و گاهی زمان‌هایم روی هم افتاده است. نمیدانستم باید چه کار کنم.

در چنین شرایطی ناگهان وارد یک خلأ شدید شدیم. گرم و سرد شدیم و از این سمت ماجرا ترک برداشتیم. یک ماه عجیبی بود اما تقریبا می‌توانم بگویم که به جز دیروز همۀ روزها را به نوعی سرِ حال گذراندم. 

دیروز روز مزخرفی بود. شاید اگر قرار بود مثلا من در نقش یک سوپرمن یا معلم صحبت کنم باید می‌گفتم: ‌«به به! روزها خوب می‌گذرد. پر انرژی باشید.‌‌‌» از این مدل‌های سر صبحی رادیو که اعصابمان را خرد می‌کند ولی واقعیتش این است که نه من معلم هستم و نه شما شاگرد هستید. مخاطب اول انسانک هم خودم هستم یعنی به نوعی بلند بلند فکر می‌کنم.

بنابراین به ذهنم آمد به قراری که گذاشتیم وفادار بمانم و طول مسیر را با شما به اشتراک بگذارم. دیروز فکر کردم که چرا حالم خوب نیست؟ و چرا برخلاف همۀ روزهایی که گذشت و تقریبا فعال و بابرنامه هم گذشت، دیروز اینطور نبود؟ بعد در حاشیه هم کمی ذهنم به سمت عید رفت و به کلمۀ عید فکر کردم و چند خطی نوشتم تا با شما به اشتراک بگذارم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *